پير جمال الدين محمد اردستانى
14
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
تتمهء تأويل بيت مثنوى معنوى مولوى - قدّس سرّه - كه 302 تتمهء معنى تأويل مطلع مثنوى مولوى 304 بقيه تأويل بيت مثنوى ، بدانكه در صدا سرى هست 310 در بيان آنكه . . . محمد مصطفى ( ص ) چون از مكه هجرت فرمود 313 شروع در حكايت هجرت حضرت مصطفى ( ص ) 316 حكايت شيخ كامو - قدس سره 320 در بيان آنكه سالك گاهى كه گوش و چشم و دل پيدا كند 322 در بيان آنكه سالك چون از نظر همجنس غالب زندگى يافت 324 در بيان فحواى « إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ » * 331 تتمهء حكايت شيخ كامو و زوال ملك پادشاه روم و دختر او 335 تتمهء حكايت دختر پادشاه روم 339 تتمهء معنى « يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ و معنى جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » * 341 تتمهء حكايت دفتر پادشاه ، كه خضر دليل او شد 343 تتمهء حكايت شيخ عراق و روشن گشتن كرامات اوليا 348 تتمهء معنى « الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ و اشارت به تأويل قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » 352 [ ابتداى ] حكايت 353 در بيان آنكه هر نعمت كه آسان به دست آيد ، بىلذت باشد 354 اشارت به معنى « نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » * و شرح « إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا » 359 در بيان آنكه سالك مجذوب اول نظر مىيابد 362 حكايت 363 نشان واماندگان راه حق كه به خود مشغول شوند 366 در بيان آنكه سالك چون به نظر اهل حق رسد او را بىخبر سازند 370 حكايت سلمان فارسى 371 در بيان آنكه اسرار حقيقت در چشم اهل طريقت نمودار خواب ديدن نقش مىبندد 373 در بيان آنكه هرچند در همه حال حقيقت تقوى و صورت ورع ، نگاه داشتن بهغايت دشوارست 376 در بيان آنكه سالك بايد كه پيش از آنكه نداى ارجعى . . . برآيد 378 در بيان آنكه كمال دوستى و محبت را نشان آن است كه يك دم از دوست جدايى مسير نگردد 382